الشيخ محمد علي الگرامي القمي

44

لو لا على (ع) (فارسى)

در بستر احتضار حيدر * از غصهء روزگار رسته مردم به كنار خانهء او * افتاده نشسته دسته دسته يك عده نهاده سربه ديوار * گريان نگران غمين و خسته گاهى ز سكوت مرگبارى * يك سر لب كائنات بسته گاهى كسى از ميان جمعى * با گريه سكوت را شكسته از رنگ رخ على است پيدا * كز جان عزيز دست شسته برخاسته شورش قيامت * در بستر مرگ تا نشسته اين آينهء خدا نما را * اى واى ! كه از جفا شكسته ؟ هر چند طبيب حاذق او * استادى خود به كار بسته ليكن شده نا اميد آخر * بر زهر جفا دوا نجسته افسوس گذشته كار از كار * فُلك علوى به گل نشسته گويد به زبان حال زينب * اى كاش سحر نگردد امشب اللهم صل على محمد و آل محمد . * شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان